![]() |
||||||||
ارسال برای دوستان انتقادات و پیشنهادات
|
||||||||
| ||||||||
|
زيبايى شهر، به آمد و رفت پيامبر صلى الله عليه و آله بود و طنين روح بخش او؛ اما رفتنش جانكاه بود و كمرشكن؛ مخصوصا اگر تسلى هم نباشد و به جاى غمخوارى، غمى را هم بر تو بيفزايند؛ حقت را غارت كنند و با خشم، خروشت را خاموش كنند! چه بايد مىكرد فاطمه؟ يا بيت الاحزان مىرفت و يا احد. حوادث تلخ پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله، فكرم را درگير كرده بود و سرانجام مرا به احد كشاند. وقتى بر سر مزار حمزه عليه السلام رفتم، ديدم كه فاطمه سلام الله عليها آن جاست و مشغول گريستن. طنين سوزناك گريه او، همچون پدرش، پيامبر صلى الله عليه و آله بود. پيشتر، صداى گربه پيامبر صلى الله عليه و آله را در بقيع شنيده بودم؛ زمان خاكسپارى تنها پسرش ابراهيم. نخستين بار بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله را با جشم اشك بار مىديدم؛ [آقا! شما رسول خدا هستيد؛ چرا مىگرييد؟ - من يك بشرم! چشمها اشك بار مىشوند و دل به درد مىآيد و چيزى نمىگويم كه خدا خشمناك شود.] امروز هم در احد، با گريه دختر رو به رو شدم! مدتى صبر كردم و آن گاه پيش رفتم و سلام كردم. بانوى زنان! با گريه خود، شاهرگ قلب مرا پاره كرديد. پسرلبيد! آيا نگريم ؛ در حالى كه در سوگ بهترين پدران هستم؟ سؤالى دارم! بپرس. آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله پيش از رحلت، درباره امامت على السلام عليه سخنى فرمود؟ و اعجبا! انسيتم يوم غدير خم؛ شگفتا! آيا شما روز غديرخم را فراموش كرديد؟ نه، ماجراى غدير خم صحيح است؛ اما مى خواهم از آن چه كه رسول خدا در پنهانى به شما گفته، سؤال كنم! - من خداوند را شاهد مىگيرم كه پيامبرصلى الله عليه و آله مىفرمود: على عليه السلام در ميان شما، بهترين كسى است كه من در ميان شما مىگذارم و بعد از من، او امام و خليفه است و دو فرزند او با نه نفر از نسل حسين عليه السلام ،پيشوايانى نيكو كردارند. اگر شما از آنها پيروى كنيد، آنها را هدايت كننده و هدايت شده مىيابيد و اگر با آنها مخالفت كنيد، اين اختلاف در ميان شما، تا روز قيامت به طول خواهد انجاميد. بانوى من! چرا او از گرفتن حق خود كوتاهى كرد؟ - پسر لبيد! پدرم رسول الله صلى الله عليه و آله مىگفت:«مَثَلُ علَىٍ مَثَل الُكعبة اذُ تْؤتى و لاَتاتى؛ مثل على، مثل كعبه است كه بايد به سوى او بروند نه آن كه او به سوى مردم برود»1. *** اشك زهرا زغمى تلخ حكايت مىكرد با پدر، زامت بى مهر شكايت مىكرد نه ز درد خود و همسر كه پريشانى او از غم غربت اسلام، حكايت مىكرد يارى رهبرى اين ست كه زهراى بتول از على با همه هستيش حمايت مىكرد2. پى نوشت 1. مجلسى، بحار الانوار، ج 36 ص 353. 2. از سيدرضا مويد. تعداد مراجعه 217 بار
| ||||||||
|
| ||||||||