ارسال برای دوستان                    انتقادات و پیشنهادات          
حتى در احد
شماره  24  بهار و تابستان 87 محمدباقر پورامینی
    زيبايى شهر، به آمد و رفت پيامبر صلى الله عليه و آله بود و طنين روح بخش او؛ اما رفتنش جانكاه بود و كمرشكن؛ مخصوصا اگر تسلى هم نباشد و به جاى غمخوارى، غمى را هم بر تو بيفزايند؛ حقت را غارت كنند و با خشم، خروشت را خاموش كنند!
چه بايد مى‏كرد فاطمه؟
يا بيت الاحزان مى‏رفت و يا احد.
حوادث تلخ پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله، فكرم را درگير كرده بود و سرانجام مرا به احد كشاند.
وقتى بر سر مزار حمزه عليه السلام رفتم، ديدم كه فاطمه سلام الله عليها آن جاست و مشغول گريستن. طنين سوزناك گريه او، همچون پدرش، پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
پيشتر، صداى گربه پيامبر صلى الله عليه و آله را در بقيع شنيده بودم؛ زمان خاكسپارى تنها پسرش ابراهيم.
نخستين بار بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله را با جشم اشك بار مى‏ديدم؛
[آقا! شما رسول خدا هستيد؛ چرا مى‏گرييد؟
- من يك بشرم! چشم‏ها اشك بار مى‏شوند و دل به درد مى‏آيد و چيزى نمى‏گويم كه خدا خشمناك شود.]
امروز هم در احد، با گريه دختر رو به رو شدم!
مدتى صبر كردم و آن گاه پيش رفتم و سلام كردم.
بانوى زنان! با گريه خود، شاهرگ قلب مرا پاره كرديد.
پسرلبيد! آيا نگريم ؛ در حالى كه در سوگ بهترين پدران هستم؟
سؤالى دارم!
بپرس.
آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله پيش از رحلت، درباره امامت على السلام عليه سخنى فرمود؟
و اعجبا! انسيتم يوم غدير خم؛ شگفتا! آيا شما روز غديرخم را فراموش كرديد؟
نه، ماجراى غدير خم صحيح است؛ اما مى خواهم از آن چه كه رسول خدا در پنهانى به شما گفته، سؤال كنم!
- من خداوند را شاهد مى‏گيرم كه پيامبرصلى الله عليه و آله مى‏فرمود: على عليه السلام در ميان شما، بهترين كسى است كه من در ميان شما مى‏گذارم و بعد از من، او امام و خليفه است و دو فرزند او با نه نفر از نسل حسين عليه السلام ،پيشوايانى نيكو كردارند.
اگر شما از آنها پيروى كنيد، آنها را هدايت كننده و هدايت شده مى‏يابيد و اگر با آنها مخالفت كنيد، اين اختلاف در ميان شما، تا روز قيامت به طول خواهد انجاميد.
بانوى من! چرا او از گرفتن حق خود كوتاهى كرد؟
- پسر لبيد! پدرم رسول الله صلى الله عليه و آله مى‏گفت:«مَثَلُ علَىٍ مَثَل الُكعبة اذُ تْؤتى و لاَتاتى؛ مثل على، مثل كعبه است كه بايد به سوى او بروند نه آن كه او به سوى مردم برود»1.
***
اشك زهرا زغمى تلخ حكايت مى‏كرد
با پدر، زامت بى مهر شكايت مى‏كرد
نه ز درد خود و همسر كه پريشانى او
از غم غربت اسلام، حكايت مى‏كرد
يارى رهبرى اين ست كه زهراى بتول‏
از على با همه هستيش حمايت مى‏كرد2.


پى نوشت‏
1. مجلسى، بحار الانوار، ج 36 ص 353.
2. از سيدرضا مويد.



تعداد مراجعه   217   بار
   
مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟    عالی خوب   متوسط